از این به بعد یک بخش رو در وب سایت به خاطرات پرنده ها اختصاص می دهیم - که خیلی جالب می تونه باشه

ترمال 5

خاطره ی پرواز پرنده ی خانم با پاراگلایدر  و قرار گرفتن در ترمال

    دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ساعت ۱۰ صبح روی بلندترین تیک آف سایت دررود با ارتفاع از سطح لندینگ حدود ۱۰۵۰ متر بودیم. آسمانی بدون ابر، همراه با اینورژن داشتیم. برای من که در تلاش برای پیش بینی دقیق تر هوا هستم پیک هایی که به معنی ترمال 2 بود داشتیم و آسمانی که رو به قوی شدن بود. دیگران کماکان نگران بیشتر شدن باد بودند و اینکه پرواز را از دست بدهند. 

 از مهدی خواسته بودم انتخاب زمان تیک آف ام را به خودم محول کنه تا بیشتر برای شناخت تلاش کنم و اون هم موافقت کرده بود. خودش میخواست شاگردهای مبتدی رو تیک آف بده و بعد هم تندم بپره. از جمعیت ۱۵ نفره، طبق معمول همه سریع و بدون درنگ پرواز کردند و مهدی هم داشت میرفت. فقط ناصر مونده بود که اون هم آماده تیک آف بود. من ازش خواهش کردم بمونه تا با هم تیک آف کنیم و من تنها نمونم، که اون گفت فکر میکنه باد داره زیاد میشه و نمیتونه بمونه. خب فکر میکنید چی شد؟!  بله پس من که همون علی معروفه بودم موندم و حوض ام .

بعد سعی کردم روحیه ام رو حفظ کنم و با دلگرمی بودن راننده وانت که دیر اش میشد کی من برم، تیک آف کردم. دیگه هیچکس در حال پرواز نبود. داشتم توی هارنس ام خودم رو جا میدادم که یه چیزی شبیه اژدها من رو با قدرت انگار داشت می بلعید. لحظه های اول فقط به چتر کمکی فکر میکردم بعد به قول معروف به غلط کردن افتادم. بهم یاد داده بودند خلبان باید تمام تلاش اش رو بکنه برای کنترل بال اش پس همین کار رو کردم. بعد چند دوری هم همونجا زدم و ارتفاع گرفتم اما وقتی دیدم وانت داره با سرعت میره پایین و دیگه اگه بمیرم هم برنمیگرده رفتم روی تیک آف ۳۵۰ که مهدی اونجا نشسته بود. جلوی ۳۵۰ کمی کار کردم. وقتی مهدی کارم رو دید گفت اینجوری که تو جلوی بال رو نمیگیری اگه بال ات کلاس ۲ بود فران تاک کرده بودی. با خودم گفتم هنوز که نمردم برم برای لندینگ. روی لندینگ یاد سایت گنو افتادم چون از ترمال ها خواهش میکردم دست از سرم بردارند. تسلیم شدم و شروع به چرخیدن کردم و ارتفاع خوبی گرفتم و تصمیم گرفتم مسافت برم به سمت دشت. حس خیلی خوبی بود تازه یه در از یه دنیای دیگه به روم انگار باز شده بود، دنیایی پر از آرامش. لندینگ رو که رد کردم فقط صدای سینک وریومتر بود که شنیده میشد.

وقتی توی لندینگ نشستم به وریومتر مهدی که ازش استفاده کرده بودم و فقط صدا رو شنیده بودم نگاه کردم دیدم من ترمال 9/4 داشتم و فشار خون ام به شدت افتاد.